مولانا محمد بن احمد بيغمى
مقدمه 11
داراب نامه ( فارسى )
جز اشارهء راوى بروايت خود يا گزارندگان داستان كه گاه با مركب ديگرى نوشته شده است ، در كتاب مشهود نيست ؛ ولى براى آنكه خوانندهء معاصر كه بانفصال اجزاء داستانها عادت دارد ، ملول نشود فصولى ترتيب دادم و براى آن فصول عنوانهايى كه نمايندهء كلى مطلب آن فصل باشد نوشتم . اين عنوانها اصلا در نسخهء اساس وجود ندارد و اين بنده آنها را نوشته و اگر خطايى رفته است طلب عفو دارد . نكتهء ديگر آنكه درين كتاب غالبا « ذال » ها را « دال » نوشتهاند مثلا بگذرد « بگدرد » و گذاشت « گداشت » و گذشت « گدشت » و حاذق « حادق » و نافذ « نافد » آمده و همچنين « دال » آخر برخى افعال به صورت « ت » ثبت شده و در نتيجه گاهى « ايد » ( يعنى استيد ) « ايت » شده است . چون اين صورتها نمايندهء لهجهء خاصى در تلفظ حروف مذكورست آنها را ، جز در مواردى كه احتمالا موجب دشوارى قرائت ميشد ، تغيير نداده و به صورت اصل نگاه داشتهام . اشعارى كه بمناسبت و بوفور در اين كتاب آمده از شاعران مختلف ايران از قرن چهارم ببعد است . بعضى از آن شاعران را در ذيل صحايف معرفى كردهام و صاحبان برخى از ابيات ديگر كه معروف بودهاند معرفى نشدهاند ، و بسيارى از اشعار ديگر را هم كه نمىدانم از كيست طبعا بدون معرفى قائل آن عينا طبع كردهام . ساير اختصاصات خطى كتاب نيز همانطور كه بود نگاه داشته شد مگر در مواردى كه محرر « باء » متصل بفعل را ، مثل « ببينم » و امثال آن ، جدا و به صورت « به بينم » نوشته ؛ فقط درين مورد در نسخه تصرف كردم و « باء » را متصل بفعل چاپ نمودم . اميدست كه اين تصرف موجب ملالت خاطر محققان و مايهء خردهگيرى آنان بر اين بندهء ضعيف نگردد . در اينجا لازم ميدانم از حسن توجه و اظهار علاقهيى كه اولياء بنگاه ترجمه و نشر كتاب بطبع و نشر اين اثر گرانبهاى ادبى پارسى كردهاند مراتب تشكر خود را